مأمور كشوري بايد براي خدمت به شاه و همچنين به مردم داشته باشد. مسالك الابصار في ممالك الامصار را هم ابن فضلالله عمري بههمين منظور تأليف كرد. اين دو تأليف كه داراي حجم عظيمي هستند، قابل مقايسه با يكديگر نيستند، مگر درمورد اين يا آن موضوع معين. هنوز هيچ كدام به طور كامل چاپ نشده، گرچه نسخهٴ عكسي كامل هردو بههمت و فداكاري احمد زكي پاشاي فقيد (1876 ـ 1934 م/ 1284 ـ 1353 ه ق) در قاهره موجود است.1
وقتي هر دو كتاب به درستي تصحيح و چاپ گردد و فهرستهاي آن تهيه شود، مقايسهٴ آنها از لحاظ موضوعات ويژه و تدريجاً در كل امكانپذير خواهد شد. با تصور اينكه هر دو كتاب مستقل از يكديگر تأليف شدهاند، نميتوان از آنها به عنوان مراجع اصلي بهرهبرداري زيادي كرد، زيرا ملاحظات آنان به علت تربيت مشابه، شغل مشابه و قرار گرفتن موٴلفانشان زير تأثير عوامل يكسان2 تا حدود زيادي مشابه است. تفاوت عمدهٴ ميان آن دو سنشان بود. نويري در سال1332م/733 ه ق وفات يافت و ابن فضلالله هفده سال بعد از آن زمان؛ از طرف ديگر، عمرابن فضلالله پنج سال كوتاهتر بود و در ميانسالي بر اثر طاعون درگذشت.
پيداست كه نيمهٴ اول سدهٴ چهاردهم عصر زرين تاريخنگاري در قلمرو مماليك بود. در كجاي ديگر ميتوان يك چنين كهكشاني از مورخان يافت: كساني چون صفدي، ابوالفدا، ذهبي، نويري و ابن فضلالله عمري؟ اين نهتنها عصر فعاليتي بزرگ، بلكه فعاليتي ممتاز و انديشمندانه بود.
بهتر است يك بار ديگر يادآور شويم كه مقدمهٴ صفدي برفوات الوفيات خود نوعي راهنماي روش تاريخ است كه در نوع خود در سراسر جهان، نخستين بهشمار ميرود.
3. عراق. دو مورخ برجسته را مشخصاً ميتوان با عراق مربوط دانست، ولي بايد بهخاطر داشت كه پيوندهاي نزديكي ميان بغداد و دمشق و قاهره وجود داشت. امكان دارد افراد نمبرده در بالا تنها از بغداد ديدار نكرده، بلكه سالهايي را در آنجا سپري كرده باشند. بغداد كه حتي بر سكهها آن را دارالسلام ميخواندند، همواره براي هر مسلماني، بهويژه اهل فضل، جاذبهٴ زيادي داشت.
ابن طقطقي كتاب بسيار ممتازي نوشت به نام الفخري كه بخش دوم آن تاريخ سلسلههاي اسلامي از سال 656 ـ 1258 م/36 ـ 656 ه ق است. اين كتاب بهخاطر ميانهروي و بيطرفي نسبي آن، كه عقيده دارم در آثار لاتيني و يوناني آن زمان همانندي ندارد، بسيار جالب است.
عبدالرزاق شيباني كتابدار رصدخانهٴ مراغه تاريخ آخرين خلفاي عباسي و ايلخانان مغول را تا سال 1300 م/700 ه ق نوشت؛ همچنين يك فرهنگ زندگينامهها (كه تقريباً به كلي از ميان